شمارهٔ ۳۰۸
ای خدا، یار مرا میل خریدارش دهور بگیرد کم ما، عاشق بسیارش ده
دل ما را هدف غمزهٔ خونخوارش کنرگ جان را به کف ناز جفاکارش ده
درد محرومی عاشق نه همین در هجر استمحرم وصل چو شد، طاقت دیدارش ده
عمرها رفت که دل، کافر بی سامانی ستاز خم طرّهٔ آن مغبچه، زنّارش ده