گنج

شمارهٔ ۳۰۱

سوخته جان دلم یکی، سنبل مشک فام، دوسختی کار عشق بین، صید یکی و دام دو
خونی دین و دل بود، غمزه در ابروان تومعجز حسن را نگر، تیغ یکی، نیام، دو
ساقی غم، به دیده ام، خون دل این قدر مکنباده به صرفه خرج کن، شیشه یک است و جام دو
در ره عشق از دو سو، قرعه فتاده مشکلمخاطر چاره جو یکی، ششدر ننگ و نام دو