گنج

شمارهٔ ۲۱۱

در آن محفل که شمع من، تجلی‌ساز می‌آیداگر طور است، چون پروانه در پرواز می‌آید
ضعیفی‌ها فکنده‌ست از نواسنجی زبانم راکنون چون نی، همین از گوش من آواز می‌آید
حزین از شعر سرجوش فغانی میگساری کنکه از گفتار او کار می شیراز می‌آید