گنج

شمارهٔ ۱۶۶

لب گویای من چون شمع، مقراض سخن‌ها شدزبان روشنم، افسانه‌ساز انجمن‌ها شد
ز بس سر می‌زند ز اندیشه‌ام، یاد خط سبزشز نقش پای کلکم، صفحه‌ها رشک چمن‌ها شد