شمارهٔ ۱۳۷
تپش سینهٔ ما، بانگ درایی داردجادهٔ نالهٔ ما راه به جایی دارد
فیضی از میکدهٔ چشم تو برده ست مگرجام آیینه، می هوش ربایی دارد
زیر تیغ تو به من دولت جاوید رسیدسایه گویا به سرم، بال همایی دارد
طبع وحشی سخنان، می رمد از هر طرفیفهم هر مصرع ما، فکر جدایی دارد