شمارهٔ ۹۱۰
آگه ز بی وفایی اغیار گشته ایاز جام حسن مستی و هشیار گشته ای
چون گل شده ست دامن پاک تو غرق خونگویا سراسری به دل زار گشته ای
مشکین شده ست رنگ تو ای خطّ سبزفاماز بس در آفتابِ رخ یار گشته ای
فتوا ز رشک کرده هدر خون آینهاز ما زیاده تشنهٔ دیدار گشته ای
سرگشتگی بس است حزین ، آسمان نییبنشین به کوی عشق، که بسیار گشته ای