گنج

شمارهٔ ۸۸۹

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیه: ینکهتوداری۹ بیت
فریاد که از عاشق مسکین که تو داریسر می کشد آن طرّهٔ مشکین که تو داری
در طاعت عشق تو، صنمخانه نشینمکافرکند این ملّت اوا آیین که تو داری؟
چون شمعِ فروزنده، ز فانوس عیان استدر پیرهن، آن ساعد سیمین که تو داری
دشنامی، اگر تلخ برآید ز زبانتشیرین کندش، آن لب شیرین که تو داری
در زیر سر خواب گران تو بود زلففریاد ازین نرمی بالین که تو داری
تهمت به حنا بسته ای و سختی دورانافشرده دل، آن دست نگارین که تو داری
در می کشد و چاک زند خرقهٔ ما راچون گل به بر، این حلهٔ رنگین که تو داری
در هالهٔ خط، روی تو از طالع حسن استسعد است قران مه و پروین که تو داری
چون شمع، لبت سوخت حزین ، از نفس گرمای خسته، ندانم چه تن است این که تو داری