گنج

شمارهٔ ۸۷۳

من صیدم و دام، زندگانیزندان مدام، زندگانی
باشد به مذاق پخته مغزاناندیشِهٔ خام، زندگانی
کام از لب یار برنیامدکردم ناکام، زندگانی
جمشید منم، اگر برآیدبا ساقی و جام، زندگانی
بی شهد لب شکر فروشتزهر است به کام، زندگانی
خاصان تو، از حیات سیرندارزانی عام، زندگانی
دارد اجل از حیات من ننگنازم به کدام زندگانی؟
صبح نفسم به صد کدورتآورده به شام زندگانی
جز من که ز عشق در حیاتمنابوده به وام زندگانی
در یک شب هجر یار چون شمعکردیم تمام، زندگانی
گرداب بلا بود حزین رابی گردش جام، زندگانی