شمارهٔ ۸۳۸
ای روی تو را موج عرق آینه سازیآیینه ز عکس تو پریخانهٔ نازی
در چنگل مژگان تو گردون قویدستگنجشک ضعیفی ست به سر پنجه بازی
ای گلشن نظاره، ز رخ پرده براندازتا شبنم این باغ کنم اشک نیازی
چون باد مرو سرسری از سیر گلستاندر هر گره غنچه ببین، گلشن رازی
پروانه، بیا گرم و ز من طرز بیاموزآتش زده در خانهٔ من، شمع طرازی
ای زاهد افسرده، تو را زنده نگویمبی درد چه حال است؟ نه سوزی، نه گدازی
خاموش حزین از غم ایّام خزانمدل نغمه سراید، به چه برگی؟ به چه سازی؟