شمارهٔ ۷۸۶
وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیه: ارکو۷ بیت
من نه حریف وعده ام طاقت انتظار کو؟تا به اجل سپارمش جان امیدوار کو؟
می رسی ای صبا اگر از سرکوی یار منبویی از آن چمن چه شد، برگی از آن بهار کو؟
در صف منکران کنم دعوی عشق و زنده امتلخی حرف حق چه شد، آن همه گیر و دار کو؟
شکر که در حساب هم، فارغم از تلافیتدعوی دل به یک طرف، داغ مرا شمار کو؟
ساقی سرگران من، کشت مرا تغافلتتلخی عیش تا به کی، بادهٔ خوشگوار کو؟
خوش در توبه می زند ناصح بی خبر ولیاشک ندامت ازکجا، تهمت اختیارکو؟
چارهٔ رنگ زرد من، باده نمی کند حزیننیست دلی که خون کنم، دیدهٔ اشکبار کو؟