گنج

شمارهٔ ۷۳۹

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ارپریشان۹ بیت
تا دیده ام آن طرّهٔ طرّار، پریشانخاطر شده آشفته و گفتار پریشان
دامن مکش ای نخل وفا از کف عاشقگل را نکند همرهی خار پریشان
دور از قدت ای سرو سهی، خاطر جمعمچون طرّهٔ بید است به گلزار پریشان
خوش صحبت خاصی ست میان دل و زلفتبیمار پریشان و پرستار پریشان
جمع آمده امروز می و مطرب و ساقییا رب نشود ابر هوادار پریشان
دی بود مرا چون گره غنچه دلی تنگامروز پریشانم و بسیار پریشان
رفتیّ و دلم رفت، برو گرد تو گردمکرده ست مرا آن قد و رفتار پریشان
جمع است به لطفت همه سامان محبّتداریم همین خاطر افگار پریشان
در کوی تو افتاده حزین مست محبّتسر در رهت آشفته و دستار پریشان