گنج

شمارهٔ ۷۲۶

چقدر ز کلک و نامه، خبر نهان فرستمبه تو ناله سنج، خواهم نی استخوان فرستم
گل سجده ای که زیبد سر عرش تکیه گاهشز نیاز جبهه سایان، به تو سر گران فرستم
نشود اگر به سینه، ره قاصد نفس گمدو سه حرف خون چکانی به تو ارمغان فرستم
ز معاشران دیرین نکند وفا فراموشقدحی به پارسایان، ز می مغان فرستم
به دو روز عشق بازی ز بلند همّتی هابه ذخیره سازی دل، غم جاودان فرستم
نزنم به کین گیتی، سر زلف آه شانهچه طرازم آتشی را که به نیستان فرستم؟
ادبم نمی گذارد پی عذر میگساریکه به خاکبوس توبه، لب می چکان فرستم
ندهم به جیب دل جا، رگ و ریشه هوس رابه عطیه خار خشکی چه به گلستان فرستم؟
غزل حزین شکفته ز بهار طبع رنگینبه مشام بو شناسان گل بی خزان فرستم