گنج

شمارهٔ ۶۶۹

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: ارخودم۱۱ بیت
دو جهان است درکنار خودمخود خزان خود و بهار خودم
مایه ور تر، کنارم از دریاستخجل از چشم اشکبار خودم
گاهگاهی دلم به خود سوزدشمع آدینهٔ مزار خودم
بسمل افتاده ام ولیکن نیستخبر از نازنین سوار خودم
نشئهٔ عمر، یک صبوحی بودروزگاریست در خمار خودم
در اسیریست سرفرازی منسخت در قید اعتبار خودم
صلح کل کرده ام به خلق جهانمرد میدان کارزار خودم
نه به رندی خوشم نه با تقواهمه درماندگی به کار خودم
رفتم از خویش، آمدی چون توچشم در راه انتظار خودم
مهره دل در آتش است سپندگرم جانبازی قمار خودم
به ز صد نقش دلکش است حزینرقم کلک مشکبار خودم