گنج

شمارهٔ ۶۰۶

بر سر زدیم لالهٔ داغی به جای گلداریم گریه ای که بود خونبهای گل
ما و سرود ناله درد آشنای خوبشتا کی رسد به خاطر دیر آشنای گل
الفت به ساده لوحی ما خنده می زندما تکیه کرده ایم به عهد و وفای گل
ته جرعهٔ شراب صبوحی کشیده استاز جام غنچهٔ تو، لب دلگشای گل
شرح حدیث ناز و نیاز من است و توبلبل ترانه ای که سراید برای گل
دوران به کام ماست که مرغان مست راخوش دولتی ست سایهٔ بال همای گل
چون ابر نوبهار ز تاراج دی، حزینگریم به های های که خالی ست جای گل