شمارهٔ ۵۱۲
من چشمم و عالم همه خار است ببینیدچشمی که به خارش سر و کار است ببینید
هرگز نشود پی نفس سوخته را گمدل تا لب من آبله دار است ببینید
از نرگس او دیده وران مست و خرابنداین نشئه که در جام خمار است ببینید
گردیده زره، پوست براندام شهیدانمژگان کسی دشنه گذار است ببینید
بخشیده خط سبز که، تشریف قبولش؟این حله که بر دوش بهار است ببینید
هر برگ خزان، دفتر صد رنگ گشاده ستطراح بهاران به چه کار است ببینید
حاجت به گواهی نبود قتل حزین رادستی که ز خونش به نگار است ببینید