گنج

شمارهٔ ۴۹۳

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ازد۸ بیت
بانگی به حریفان فرو رفته صبا زدگلبن ز نو آراسته شد، مرغ نوا زد
دل شور برآورد ز آسوده مزاجانزاشفته صفیری که در آن زلف دوتا زد
در مهد گران خواب عدم بود دو عالمآن روز که ما را ستم عشق صلا زد
هر دل که به سیلاب جنون خانه نپرداختآلودگی ای داشت، در خوف و رجا زد
در شهر فنا، شحنه غیور است، حذر کنهرکس که سرافراخت، به شمشیر فنا زد
جایی که غم عشق بود مهر پدر چیست؟یعقوب خمش گشت و دلم وا اسفا زد
دست هوس از نعمت کونین کشیدیماین همّت مردانه به عالم سرپا زد
در نکته حزین نقش حریفی چو تو ننشستهرجا رقمی زد نی کلک تو، به جا زد