شمارهٔ ۴۶۱
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ابههمخورد۷ بیت
آماده است تا مژهٔ ما به هم خوردسیلی کزو خرابهٔ دنیا به هم خورد
از دل تلاطم و ز تو دامن فشاندنیاز یک نسیم لنگر دریا به هم خورد
شد قیمتم شکسته ز انصاف طالبانلب در همین دعاست که سودا به هم خورد
پاشد چنین اگر فلک، احباب را ز همنَبوَد عجب که عقد ثریّا به هم خورد
ای دل به عهد سست حیات اعتماد نیستامروز گیرد الفت و فردا به هم خورد
از پهلوی سخن گسلد ربط همدمانپیوسته الفتِ لبِ گویا به هم خورد
یک دست شیشه داری و دستی دل حزینساقی چنان مکن که دو مینا به هم خورد