گنج

شمارهٔ ۴۵۱

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ازبود۷ بیت
دیشب که چشم مست تو خاطر نواز بودتا صبح بر رخم در میخانه باز بود
روزی که عشق، خاک دیار نیاز گشتسرو تو خوشخرام، به گلگشت ناز بود
تا دلخراش بلبل من ذوق ناله داشتگلبن به سرفرازی و گلشن به ساز بود
بینش نگر که آینه محرم گرفته استرویی که از نگاه منش احتراز بود
طرفی نبسته ایم ازان آتشین عذارواسوختن تلافی سوز و گداز بود
نزدیک شد که از نفس ناله بشکفدمهر لبم که غنچهٔ بستان راز بود
یک موی در هلاک حزین کوتهی نکردزلفی که سایه پرور عمر دراز بود