شمارهٔ ۴۲۸
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: انمدادند۷ بیت
پای بستند و ره سعی نشانم دادنددست و بازو بشکستند و کمانم دادند
جان سختم حذر از دوزخ جاوید نداشتخانه در کوچهٔ آسوده دلانم دادند
العطش زاست درین وادی تفسیده دلمجگری گرمتر از ریگ روانم دادند
بر رخ خرقه کشان هم در رحمت باز استبار در انجمن باده کشانم دادند
شمعها برده ام از صدق به خاک شهداتا دل و دیدهٔ خونابه چکانم دادند
اجر صبری که به حرمان گلستان کردمچمن آرایی آن سرو روانم دادند
همّت از ابر نمی گشت طلبکار حزینرگ ابر قلم ژاله فشانم دادند