شمارهٔ ۴۲۴
به کف شاخ ز گل جام رسیدشاهد باغ، می آشام رسید
خاک را خلعت خضرا دادندغنچه را حلهٔ گلفام رسید
ابر با چتر فریدون آمدلاله را از کف جم، جام رسید
رعد هم کوس ز کاووس گرفتبرق با خنجر بهرام رسید
کج نهاد افسر داراب سخنزلف سنبل به سرانجام رسید
موکب گل به صد آیین آمدسرو هم با علم سام رسید
موج را درع نریمان دادندسیل با دبدبهٔ عام رسید
ارغوان آتش زردشت افروختشحنهٔ بوالهوس خام رسید
باغبان تخت سلیمان آراستخسرو گل به صد اکرام رسید
قسمت فیض بهاران می کردیک شکر خواب به بادام رسید
زهدا را خشکی اعصاب فشردتوبه را علت سرسام رسید
نوبت بلبل رامشگر شددل بی تاب به آرام رسید
به دل شاد کشیدیم حزینهر چه از ساقی ایّام رسید