گنج

شمارهٔ ۳۹۵

وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)قافیه: امدارد۸ بیت
دلِ شاد، رند می آشام داردجم دور خوبش است تا جام دارد
چو گوهر، دل عارف از لنگر خویشدرین بحر پر شورش، آرام دارد
خلانند در دیده صد نیش خارشز یک چشم خوابی، که بادام دارد
در آیینهٔ طلعت یار پیداستبه ما، هر چه در پرده ایام دارد
نه از بخت دارم شکایت نه از چرخمرا یار بی رحم، ناکام دارد
به گرد عذارش خط کافر است اینکه صبح امید مرا شام دارد
بود ننگ از نام رندی که در عشقغم ننگ دارد، سر نام دارد
حزین ، از کران تا کران حرف عشق استنه آغاز دارد، نه انجام دارد