گنج

شمارهٔ ۳۵۰

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ارمیشکند۵ بیت
رخ تو رونق صبح بهار می شکندکرشمه تو، دل روزگار می شکند
غرور گریهٔ دریا مدار مستی ماپیاله بر سر ابر بهار می شکند
هلاک غمزه آن ترک می پرست شومکه دشنه در جگر روزگار می شکند
به بزم وصل تو، پیمانه را به سنگ زنمکه رنگ آل تو، پشت خمار می شکند
حزین شکستی اگر آیدت شگفت مدارکه آسمان، گهر آبدار می شکند