شمارهٔ ۳۲۵
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: سشد۷ بیت
درکارگاه غیب چو طرح لباس شدگل را حریر قسمت و ما را پلاس شد
حربا نکرد روی به محراب آفتابدر خاک نقش پای تو تا روشناس شد
بر خاک حسرت، از دم شمشیر ناز تویک قطره خون چکید و دل بی هراس شد
ما جمله مظهریم جمال تو را ولیآیینه در میانهٔ ما روشنانس شد
بخشید جان ز باده مرا پیر میفروشدردش درین سبوی سفالین حواس شد
بخشد به کام جان، اثر آب زندگیهر دانه ای که با کف افسوس، آس شد
یکسان به خاک گشته رواق خرد، حزینبنیاد عشق بین که چه عالی اساس شد