شمارهٔ ۲۸۳
وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)قافیه: نصبح۷ بیت
صور قیامت دمید، نالهء مرغان صبحپردهٔ دل ها درید، چاک گریبان صبح
عاشق بیدار یافت دولت دیدار رادیدهٔ بیدار برد، فیض گلستان صبح
چون دم عیسی دهد، مرده دلان را حیاتمطلع صبح آیتی ست، آمده در شأن صبح
ظلمت شبها بلاست، عاشق مهجور رازنگ ز دلها برد، چهرهٔ تابان صبح
درد جدایی بلاست، گر همه یک ساعت استشمع شبستان گداخت از تف هجران صبح
زیب جبین ساخته، طرّهٔ شب رنگ راریخته آن مه لقا، مشک به دامان صبح
با دل چاک حزین ، صبح چها می کند؟!شور قیامت بود چاشنی خوان صبح