گنج

شمارهٔ ۲۸۰

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اهیچ۷ بیت
ای در نظر ناز تو، سلطان و گدا هیچآیا خبرت هست ز حال دل ما هیچ؟
از منتم آزاد، به عشق تو که دارمدردی که نیفتد سر و کارش به دوا هیچ
نه کفر پذیرد سر زلف تو نه اسلامدر بندگی عشق تو شد طاعت ما هیچ
انصاف کساد است به بازار محبتجانهای گرانمایه نیاید به بها هیچ
عاشق برد از بخت به دیوان که فریاد؟بگسستن دل مشکل و امّید وفا هیچ
پیمانهٔ تسلیم شکسته ست خمارشرندیکه ندارد خبر از درد و صفا هیچ
غوغای حزین است ز فریاد نظیریبانگی که نباشد نکند کوه صدا هیچ