گنج

شمارهٔ ۲۰۰

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ورپشتدست۹ بیت
زانرو که زد به بلبل پرشور، پشت دستتا حشر می گزد، گل مغرور، پشت دست
در کوی عشق، پا به ادب بر زمین گذاراین بیشه، شیر می خورد از مور پشت دست
دیشب به زور جام ادب سوز عاشقیزد مستیم، به ساغر منصور پشت دست
از فیض فقر، می زند امروز مدتی ستکشکول ما، به کاسهٔ فغفور، پشت دست
چشم تو در بهشت ز مژگان پر غرورمستانه می زند به صف حور، پشت دست
طالع نگر که نیست به دست نگاه منمستانه دیدنی ز تو مستور، پشت دست
موسی کشد خجل، ید بیضا در آستینبیند ز شمع من، اگر از دور پشت دست
یا رب به کیش کیست بت ما که می زندبر مست پشت پا و به مخمور پشت دست؟
از پایداری مژهٔ خون فشان حزینزد قطره ام به قلزم پرشور پشت دست