گنج

شمارهٔ ۱۹۹

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اغدلماریخت۶ بیت
هر زهر که چشمت به ایاغ دل ما ریختالماس شد، از دیدهٔ داغ دل ما ریخت
زلفت به مددکاری آن لب، نمکی چندبا مشک به هم کرد و به داغ دل ما ریخت
دم سردی ایّام چها کرد به حالمزین باد، شبیخون به چراغ دل ما ریخت
جز در خم زلف تو کجا بود که امشبخون از مژهٔ غم به سراغ دل ما ریخت؟
نخلی شد و بارش همه پیکان بلا گشتهر تخم، که ناز تو به باغ دل ما ریخت
این شعله حزین ، کز دو جهان دود برآوردسودای که یارب، به دماغ دل ما ریخت؟