گنج

شمارهٔ ۱۷۹

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ایقیامت۱۱ بیت
ای وقف شهیدان تو صحرای قیامتآوازه ای از کوی تو غوغای قیامت
ای سلسلهٔ زلف تو بر پای قیامتسودایی خال تو، سویدای قیامت
بی داغ تمنّای تو یک سینه ندیدمهر چند که گشتم به سراپای قیامت
از جلوه قیامت به جهان افکن و مگذاردر خاک برد خاک، تمنای قیامت
بر تربت من جلوه کن از نازکه خواهمسرمست نهم رو به تماشای قیامت
هم چشم توبرهم زن هنگامه ی محشرهم قد تو سرفتنهء غوغای قیامت
از میکدهٔ چشم تو هر کس که خورد میهشیار نگردد، به تقاضای قیامت
زان وعده به فردا دهی امروزکه باشدفردای تو را، وعدهٔ فردای قیامت
چون چشم تو، مستانه سر از خواب برآردبیخود شده ی عشق تو فردای قیامت
اندیشه ای از حشر نداربم که سهل استبا آتش هجران تو گرمای قیامت
درکار حزین کن نگهی گرم، که فردابی هوش بود بادیه پیمای قیامت