شمارهٔ ۱۳۲
وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیه: یدهرا۷ بیت
نیست هوای بوستان، کنج قفس خزیده رالالهستان خود کنم، سینهٔ داغدیده را
قاصد اگر شنیدهای، از لب یار وعدهایرخصت بازگشت ده، جان به لب رسیده را
چشم رقیب گفتمش، محرم روی خود مکنکرد نگار دیدهام، مصلحت شنیده را
داغ جنون نمیکشد، دست حمایت از سرمخواجه به ناز پرورد، بندهٔ زرخریده را
خضر خجسته روی ما، راه دیار یار کو؟عمر سفر دراز شد، رنگ رخ پریده را
پشت هلال شد دوتا، از خم ابروان توقامت خم گواه بس، بار ستم کشیده را
از دم مولوی حزین آذر من بهار شددر مگشا و کم نما، گلشن نورسیده را