گنج

شمارهٔ ۱۲۶

قافیه: یدما۷ بیت
نخواهد برد از ما صرف‌های خصم عنید ماجبین از خون قاتل سرخ می‌سازد شهید ما
به گوش نغمه سنجان چمن بیگانه می‌آیدبرون از پرده دل چون فتد گفت و شنید ما
ثمر در عالم انصاف ازین بهتر نمی‌باشدتن آزادگان می‌پرورد در سایه، بید ما
مغانی باده ریزد، خانقاهی می به دور آرداگر پیر خرابات مغان گردد مرید ما
سیه‌روزی ما را اعتباری نیست چندانیبه بازی جامه را در نیل زد، بخت سفید ما
بیا گر مرد ساز و سوز عشقی ناله‌ای بشنوکه آتش می‌زند در خشک و تر، طرز نشید ما
گشاد کار خود را دیده‌ام در عشق و رسواییحزین ، از سینهٔ چاک است درگاه امید ما