شمارهٔ ۱۰۲
وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: ویمارا۷ بیت
ساقی دوباره پر کن، از باده گوی ما راوآن گاه غم نباشد، بشکن سبوی ما را
مجنون ما ندارد، پروای خار این دشتچنگال شیر عمری، زد شانه موی ما را
یارای شکوه ام کو؟ امّا محبت این نیستخشک ار چنین گذارد، تیغت گلوی ما را
عمری به شهر گیتی، بیگانه وار گشتیمتن رفته رفته آخر، بگرفت خوی ما را
نم بر نداشت هرگز، از آب زندگانیاین کاسه سرنگونی، زیبد کدوی ما را
عمری نیاز بردیم بر دیر وکعبه کاخرآیینه وار حیرت، بگرفت روی ما را
انوار مرشد روم، شد راهبر حزین راجانا قبول گردان، این جستجوی ما را