گنج

شمارهٔ ۱۰۱

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: اندمارا۶ بیت
چون گرد باد حیرت، از خود رهاند ما راسرگشتگی به جایی، آخر رساند ما را
خار ترم که بارم، بر دوش باغ و گلبندهقان بی مروت، بیجا دماند ما را
آسایشی که دیدم، از چشم خون فشان بودمژگان تر به بالین، گل می فشاند ما را
شد طفل مکتب ما، دوشیزگان معنیتا عشق سالخورده، فرزند خواند ما را
ترک مراد بخشید، کامی که دل هوس داشتدر خاطر از دو عالم، حسرت نماند ما را
بر فرش سنبل و گل، بودم حزین خرامانچون داغ لاله در خون، هجران نشاند ما را