گنج

شمارهٔ ۳۸ - تاریخ آبادی مسجد کاشان

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)قافیه: انتازه۱۴ بیت
خان جم کوکبه عبدالرزاقکه کند دیدن او جان تازه
آن که رخسار و جمالش دایمهست چون گل به گلستان تازه
آن که ز ابر کرمش کشت امیدهست چون سبزه ز باران تازه
آن که با جود کفش هر روزهعهد نو سازد و پیمان تازه
شهر کاشان را از همت اوشد پس از زلزله بنیان تازه
گشت از مسجد و بازار و حصارهمهٔ ابنیهٔ آن تازه
پایه‌ها راست شد ارکان محکمگنبدش نوشد و ایوان تازه
زان بناهای مجدد گردیدمسجد جامع ویران تازه
منهدم بود چنان کش گفتینتوان کرد به عمران تازه
همتش گشت چون آنجا معمارسقف‌ها نوشد و جدران تازه
شد چنان تازه که در هفت اقلیممسجدی نیست بدین‌سان تازه
از طواف حرم محترمشمؤمنان را شود ایمان تازه
در وی افواج ملایک آیندهر دم از گنبد گردان تازه
بهر تاریخ خرد با هاتفگفت شد مسجد کاشان تازه