گنج

شمارهٔ ۲۸

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)قافیه: ان۸ بیت
آه که از جور فلک شد به بادتازه گل خرم باغ جهان
آه که بر خاک هلاک اوفتادسرو سهی قامت این بوستان
رفت محمدعلی آن تازه گلدر چمن دهر به باد خزان
حیف از آن گوهر یکتا که کردجا به دل خاک ازین خاکدان
حیف از آن کوکب رخشان که ساختدور سپهرش ز نظرها نهان
چون به جوانی ز جهان خرابگشت روان سوی ریاض جنان
هاتف دلخسته که در ماتمشداشت شب و روز خروش و فغان
گفت به تاریخ که سوی جنانرفت محمدعلی نوجوان