گنج

غزل شمارهٔ ۸۷

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ارکسی۵ بیت
من پس از عزّت و حرمت ، شدم ار خوارِ کَسی،کار دل بود که با دل نفتد کار کسی
دین و دنیا و دل و جان همه دادم چه کنموای بر حال کسی کوست گرفتار کسی
ناامید است ز درمان دو بیمار طبیبچشم بیمار کسی و دل بیمار کسی
آخر کار فروشند به هیچش این استسود آن کس که به جان است خریدار کسی
هاتف این پند ز من بشنو و تا بتوانیبکش آزار کسان و مکن آزار کسی