غزل شمارهٔ ۶۰
ای گمشدهدل کجات جویمدر دامِ کِه مبتلات جویم
دیروز چو آفتاب بودیامروز چو کیمیات جویم
ای مرغ ز آشیان رمیدهدر دامگه بلات جویم
ای کشتهٔ غمزهٔ نکویاناز چشمِ کِه خونبهات جویم
ای بیمار ز جان گذشتهکز هر که رسم دوات جویم
گاهی به دوات چاره خواهمگاهی به دعا شفات جویم
کس چارهٔ درد تو ندانددرمان مگر از خدات جویم
هاتف پی دل فتاده رفتیای هرجایی کجات جویم