گنج

غزل شمارهٔ ۴۹

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ارافسوس۵ بیت
رسید یار و ندیدیم روی یار افسوسگذشت روز و شب ما به انتظار افسوس
گذشت عمر گرانمایه در فراق دریغنصیب غیر شد آخر وصال یار افسوس
گریست عمری و آخر ز بیوفائی چرخندید روی تو را چشم اشکبار افسوس
خزان چو بگذرد از پی بهار می‌آیدخزان عمر ندارد ز پی بهار افسوس
به خاک هاتف مسکین گذشت و گفت آن شوخازین جفاکش ناکام صد هزار افسوس