گنج

غزل شمارهٔ ۲۸

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: وششباد۷ بیت
بی من و غیر اگر باده خورد نوشش بادیاد من گو نکند غیر فراموشش باد
یار بی‌غیر که می در قدحش خون گرددخون من گر همه ریزد به قدح نوشش باد
سرو اگر جلوه کند با تن عریان به چمنشرمی از جلوهٔ آن سرو قبا پوشش باد
دوش می‌گفت که خونت شب دیگر ریزمامشب امید که یاد از سخن دوشش باد
ننگ یار است که یاد آرد از اغیار مدامنام این فرقهٔ بدنام فراموشش باد
دل که خو کرده به اندوهِ فراقت همه عمر،با خیالت همه شب دست در آغوشش باد
هاتف از جور تو دم می‌نزند لیک تو راشرمی از چشم پر آب و لب خاموشش باد