گنج

غزل شمارهٔ ۲۳

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: امت۸ بیت
گفتم نگرم روی تو گفتا به قیامتگفتم روم از کوی تو گفتا به سلامت
گفتم چه خوش از کار جهان گفت غم عشقگفتم چه بود حاصل آن گفت ندامت
هر جا که یکی قامت موزون نگرد دلچون سایه به پایش فکند رحل اقامت
در خلد اگر پهلوی طوبیم نشاننددل می‌کشدم باز به آن جلوهٔ قامت
عمرم همه در هجر تو بگذشت که روزیدر بر کنم از وصل تو تشریف کرامت
دامن ز کفم می‌کشی و می‌روی امروزدست من و دامان تو فردای قیامت
امروز بسی پیش تو خوارند و پس از مرگبر خاک شهیدان تو خار است علامت
ناصح که رخش دیده کف خویش بریده استهاتف به چه رو می‌کندم باز ملامت