گنج

غزل شمارهٔ ۱۰

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: انمرا۴ بیت
نوید آمدن یار دلستان مرابیار قاصد و بستان به مژده جان مرا
فغان و ناله کنم صبح و شام و در دل یارفغان که نیست اثر ناله و فغان مرا
فغان که تا به گلستان شکفت گل، بادیوزید و زیر و زبر کرد آشیان مرا
مرا جدا ز تو ویرانه‌ای است هر شب جایکه سوخت آتش هجر تو خانمان مرا