گنج

قصیدهٔ شمارهٔ ۱ - قصیدهٔ طلوعیه

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ا۱۲ بیت
سحر از کوه خاور تیغ اسکندر چو شد پیداعیان شد رشحهٔ خون از شکاف جوشن دارا
دم روح‌القدس زد چاک در پیراهن مریمنمایان شد میان مهد زرین طلعت عیسی
میان روضهٔ خضرا روان شد چشمهٔ روشنکنار چشمهٔ روشن برآمد لالهٔ حمرا
ز دامان نسیم صبح پیدا شد دم عیسیز جیب روشن فجر آشکارا شد کف موسی
درافشان کرد از شادی فلک چون دیدهٔ مجنونبرآمد چون ز خاور طلعت خور چون رخ لیلا
مگر غماز صبح از بام گردون دیدشان ناگهکه پوشیدند چشم از غمزه چندین لعبت زیبا
درآمد زاهد صبح از در دردی‌کش گردونزدش بر کوه خاور بی‌محابا شیشه صهبا
برآمد ترکی از خاور، جهان آشوب و غارتگربه یغما برد در یک دم، هزاران لل لالا
نهنگ صبح لب بگشود و دزدیدند سر، پیششهزاران سیمگون ماهی در این سیمابگون دریا
برآمد از کنام شرق شیری آتشین مخلبگریزان انجمش از پیش روبه‌سان گرازآسا
چنان کز صولت شیر خدا کفار در میدانچنان کز حملهٔ ضرغام دین ابطال بر بیدا
هژبر سالب غالب علی بن ابی طالبامام مشرق و مغرب امیر یثرب و بطحا