گنج

شمارهٔ ۱۸

کین میکشد زمانه ز من آری از ملوکخصمان چو دست یابند از بیم کین کشند
مسکین ندانم ار لگدی بر فلک زنمروزی که پر دلان قدم اندر زمین کشند
او تیغ میزند که لئیمان چنین کنندمن صبر می کنم که کریمان چنین کشند