گنج

شمارهٔ ۷ - در مدح بهرام شاه گوید

قافیه: رماست۱۱ بیت
آرامش و رامش همگان را بدر ماستبخشایش و بخشش ره جد و پدر ماست
گر در سهریم از جهت خلق سزد آنکین خفتن فتنه ز فراوان سهر ماست
ما را دل اگر هست قوی نیست عجب زانکخوش خوئی و شیرین سخنی گل شکر ماست
خورشید زند تیغ و شود منکسف از ماهآری چه عجب ماه بشکل سپر ماست
در خواب نبینند سلاطین زمانهآن مال که عشر صله مختصر ماست
سیم و زر عالم همه دادیم بخلقانزانجا که سخاهای کف با خطر ماست
وقتست کنون کز مه و خورشید ببخشمکان راست چو سیم ما و ین همچو زر ماست
المنة لله که ز بس رادی و مردیما در دل ملکیم و عدو در جگر ماست
بی رحمتی گر بود اندر همه عالمهم رحمت ما داند کان بیخبر ماست
زان نام بزرگ ما بهرام شه آمدکاندر کف بهرام حسام ظفر ماست
یا رب به رعیت تو به ارزانی مان دارکاسایش ایشان ز مبارک نظر ماست