گنج

شمارهٔ ۵۴ - در مدح منتخب الملک ابوعلی حسن گوید

طلوع خسرو سیارگان به برج حملخجسته باد ابر خواجه عمید اجل
یگانه منتخب ملک شاه و تاج خواصکه برگزید ز خلقش خدای عز و جل
جمیل نام ونشان و سدید قول و قلمرفیع قدر و محل و عزیز علم و عمل
ابو علی حسن احمد آنکه در شأنششده است آیت مردی و مردمی منزل
نسیم لطفش خرم تر از بهار حیاتسموم قهرش سوزان تر از درخش اجل
نهد هدایت او مرکز زمین را عقدکند کفایت او عقده ذنب را حل
زهی نزاده چنو مکرمی در این ایامخهی ندیده ترا دیده سپهر بدل
به حجت آتش عزم تو هست مستعلیبه منت آب سخای تو هست مستعمل
عجب مدار که یکساله جاه دشمن توبود به نسبت یک روزه قدر تو مختل
برای آنکه بسالی قمر همان نرودبر آسمان که بروز فراز جرم زحل
اگر گذشته شود نیک خواه تو حاشاوگر بماه رسد بد سگال تو به مثل
تو مرده زنده کنی همچو عیسی مریمتو مه دو نیمه کنی همچو احمد مرسل
به نزد صورت دولت که عاشق است ترامدایح تو که مشهور باد هست غزل
اگر غروری باقیست خصم را گو باشیکی دو کی شود از بهر دیده احول
چو سرو آزاد از بهر بندگیت فلکبایستاده بیک پای و کرده دست بغل
از آن به مدح تو کردم مفاتحت که گیابسوی ابر گشاید زبان به شکر اول
به راستی دگران گو که آیدم چه عجبکالف یکی بود و یا ده از حروف جمل
نهال روضه جام توام شکفته به شکربه وقت میوه چرا می گذاریم مهمل