گنج

شمارهٔ ۵۰

قافیه: هبرسرش۳۳ بیت
زندگانی خسرو نقباباد چون مدت زمانه دراز
در نظام امور و رفعت قدربا حصول مراد و نعمت و ناز
به هر آن کار کآورد رخ و رایباد یارش خدای بی انباز
رای عالیش را کنم معلومحال من چاکر از طریق جواز
دین پناها دلم به حضرت توبیش از آن دارد اشتیاق و نیاز
که به سعی قلم به صد طومارنتوان شمه ای نمودن باز
روزکی چند شد که دور از تودر شادی نشد به رویم باز
با من آن می کند عنای فراقکه به مهره کند مشعبده باز
خود چه تاب آورد تذرو ضعیفدر کف انتقام چنگل باز
به خدائی که دار ضرب فلکاز طلای نجوم کرد به ساز
صنع او هر سحر سبیکه خورآرد از کوره افق به فراز
درم ماه را دو نیمه کندهر به یکماه بی میانجی گاز
که عیار دلم به بوی خلاصدر فراق تو هست جفت گداز
گاه تحریر شوق و درد فراقبا قلم راست چون بگویم راز
کلک سرگشته در موافقتمناله و گریه می کند آغاز
بر دلم عیش تلخ می داردفرقت دوستان غم پرداز
روضه مشهد ارچه روحانیستحبذا بام مسجد شیراز
زه زهی کعبه ای که مرغ دلمدر فضای تو می کند پرواز
گر بیابد نسیم جان بخشتجسد مرده روح یابد باز
هان و هان ای برید باد سحررنجه شو یکزمان و نیک بتاز
خاک درگاه آن جماعت بوسکه فلکشان برد به طوع نماز
یک به یکشان دعای من برساناز در دل نه از ره آواز
خاصه مولا قوام ملت و دینآن مکان مکارم و اعزاز
باز امام امم عزیزالدینآنکه بر کسوت مدیست طراز
سرور دین عماد ملت و دینبه هنر خلق را نمود اعجاز
افضل دین و دولت اضل عصرآن به فضل از جهانیان ممتاز
تاج سادات و تاج دین جعفرآن رفیق شفیق دوست نواز
آنکه خوانمش جعفر طیاراز سر صدق نه ز روی مجاز
لیک شد نقطه ای ز بی سوریشد به تصحیف جعفر طناز
این لطیفه ازان لطیف تر استکه بیاید تصرف غماز
شد گسسته طویله سخنماز کششهای محنت ره آز
مثل میل دو دولت درشانعشق محمود باد و حسن ایاز
نرسد حادثه به حضرتشانکایمن است آسمان ز تیرانداز