گنج

شمارهٔ ۹۶

وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیه: ردمی۷ بیت
گر روی شادی دیدمی کی تکیه بر غم کردمیور بوی درمان بردمی کی پای بند دردمی
گر یافتی دل محرمی مانا که کردی مرهمیور زانکه بودی همدمی بودی که غم کم خوردمی
گر همنفس بودی مرا یا یار کس بودی مراتا دسترس بودی مرا با چرخ در ناوردمی
گر بودمی تنهانشین ننهادمی دل بر زمینبر آسمان هفتمین دامن‌فشان‌ها کردمی
گر رسته گشتی زین درک جانم پریدی بر فلکعلم الهی چون ملک در جان و دل پروردمی
کی کردمی بر آرزو از در به در وز کو به کودر روی عقل سرخ‌رو هرگز کجا رخ زردمی
بنشستمی در روزنی گر جلدمی در هر فنیمکر و فریب هر زنی نخریدمی گر مردمی