گنج

شمارهٔ ۲۸

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیه: اق۲۳ بیت
زهی رویت مه خوبان آفاقجمالت عذر خواه درد عشاق
ندیده مثل خلقت چشم مخلوقنیاورده چو خلقت صنع خلاق
رخت در چار حد زد پنج نوبتدراین شش سو رواق هفت اطباق
بدم چون ذره پنهان در هوایتز مهرت گشته ام مشهور آفاق
میان فتنه کردم عاقبت جاینهادم عافیت بر گوشه طاق
رهی را خواندی اندر مهر عاصیمر او را گفتی اندر عشق زراق
به مهر اندر بود تغییر احوالبه عشق اندر بود تبدیل اخلاق
بدی داهی و عاقل چون دلش بودکنون چون دل بشد آهی شد و عاق
به جانت می خورم در عشق سوگندبه مهرت می کنم در عهد میثاق
به دشنامت که گوشم راست مژدهبه پیغامت که هوشم راست تریاق
به مشکین سنبلت بالای لالهبه سیمین سینه ات زیر بغل طاق
به خفته نرگست در سحر بیداربه جفت ابرویت در دلبری طاق
به مژگانت که دل را گشت مخلببه زلفینت که جان را هست معلاق
به سیل اشک من کآبی است خونرنگبه دود آه من کابری است براق
به چابک خیزی آن بیستون کوهبه نازک طبعی آن سیمگون ساق
بدان دو طره طرار سربازبدان دو غمزه غماز ایقاق
به گلزار رخت نزهتگه دلکزو گلرنگ و گلچین گردد احداق
به گفتارت که گشتم نیک محتاجبه دیدارت که هستم سخت مشتاق
به هجر دلگداز صبر سوزتکزو دوزخ پذیرد وام احراق
به روی جانفزای دلفروزتکز و خورشید گیرد نام اشراق
به خاک سم اسب خسرو عصرکه باشد خسروان را کحل آماق
به نعل اشهب مریخ میخشکه شد گردنکشان را طوق اعناق
به شست او که شد خیاط اجسامبه دست او که شد قسام ارزاق