شمارهٔ ۷۳
ای رخت آئینه مظاهر معبودوی سر کویت صفای کعبه مقصود
قلبه نمائیست کعبه از ره تحقیقطاق دو ابروی تست قبله مسجود
آنکه کشد یوسف عزیز، به بازارعشق زلیخاست نی دراهم معدود
درپی دنیا برفتی ای دل داناغیب شهود است زانکه پیش تو مشهود
باد ز بنیان برد بساط سلیمانتیر قضا بگذرد ز جوشن داوود
آیت یا نار خواند بلبل ازیراکگل چو خلیل است لاله آتش نمرود
جز سرو جان نیست بر کفم پی ایثارغایت جود است هر چه حاضر و موجود
ذوق سخن مرد را نشان کمال استدرد کند آشکار رایحه عود
شعر تو «حاجب » کند صفات تو ثابتبخت تو مسعود باد و ذات تو محمود