گنج

شمارهٔ ۱۳۷

۱۰ بیت
زاغ و لاغ شب در سفیده دمخفت وزد به دم جفت زد به دم
کس ندیده بود، تاکنون کنداز غزال رام، گرگ هار رم
وقت الصبوح راح فی القلوبپای خم بخم زیر گل به چم
روبها برو کر بزی بهلکامد از عرب حیدر عجم
مدعی، تو را با بیان چکارتا بکی زنی پیش ما، منم
سم اژدرم نیش چون زند؟عقربم ز دم، افعیم ز دم
چیره شد به جنگ، صلح زین سپستیغها کشد در نیام نم
چارده خط است در کدوی ماهر یکی به از هفت جام جم
پیش جام ما است، رهن جاودانرخت و بخت کی تخت و تاج جم
عزم و جزم تو «حاجبا» بریدهم ز پیل پی هم ز شیر شم