شمارهٔ ۱۰۳
خود را، ز قید هستی، آزاد کرد بایدزین خوبتر بنائی، بنیاد کرد باید
ویران شده است ایران از ظلم و جور عدوانبازش ز عدل و احسان آباد کرد باید
از دست رفت کشور، درهم شکست لشگراز شاه و از رعیت فریاد کرد باید
معزول گشت فرعون مفعول گشت هاماننمرود را، ز حسرت شداد کرد باید
ای شیخ مستبد کیش مشروطه باش و درویشیک ملت از خود ای شیخ دلشاد کرد باید
علم و بیان عروسیست خوش با جهیز و حکمتخود را، به حجله طبع داماد کرد باید
فریاد اهل ایران هر دم رسد به کیوانرفع از چنین ضعیفان بیداد کرد باید
توپ شربنل ار کرد بنیاد عدل ویرانمحکم تر، از نخستین آباد کرد باید
در مدرسی که ادریس یک عمر کرده تدریسشاگرد شو که خود را استاد کرد باید
در صبحگه بکوشید گر، دال ذال گردداز، یک سخن جهانی ارشاد کرد باید
«حاجب » بگو، به پرویز رو، با شکر درآویزمست از، وصال شیرین فرهاد کرد باید